چهارشنبه 26 دی ماه سال 1386 ساعت 6:55 PM

همین

 

پیرزن ساده یک نامه پر غلط برای آقای رییس جمهورنوشت  و داد به دختر بزرگش که معتقد بود او هر کاری را به نحو احسن انجام میده .دخترش  هم  در دل به  اعتقادی که مادرش داشت زهر خندی زد و  نامه را گرفت و  زیر فرش گذاشت  و بعد هم به کلی فراموش کرد. ولی بیچاره مادر از ان شب یکی ار بیننده های  پروپا قرص اخبار شد.

 بعد از مدتی دختره  موقع خانه تکانی عید نامه را دید و  بازش کرد

                                                  به نام خدا

اقای ریس جمهر ر  مهترم ......

من می دانستم که شما از اون ادم های ناظنین هستین که به غسه ما رسیده گیی.............

الغرض متن نامه پر علط وی  می گفت : که برای خانواده با ابرویی که  دارد نیاز به  وام بانگی دارند تا ملک صد متری پدر را چهار طبقه بسازد  تا چهار فرزند خانه بدوشش به جای اجاره خانه قسط وام را بپردازند  ./البته با چه دل خونینی بماند...

دل دختر از آن همه خوش خیالی  ترکید و نامه را با بقیه کاغذ باطله ها  دور انداخت .

مادر که حالا مریض هم شده بود نامه دیگری نوشت و به دخترش داد و گفت

-: شاید بنده خدا( منظورش افای رییس جمهور) نامه را گم کرده و ادرس منو نداره . دختره که می دید مادر ساده وبیمارش دست بردار نیست نامه دوم را گرفت ولی ایندفغه با اینترنت کل ماجرا را برای آقای  رییس جمهور نوشت و خواست که فقط یک تلفن بزنندو یا ندایی بدهند  تا مادر چشم به راه خیالش راحت شود ".همین"

بعد از چهار روز جواب نامه آمد

نامه به وزارت اقتصاد و داریی فرستاده شده بود و از ان وزارت خانه خواسته بودند که نتیجه را به دفتر ریاست جمهوری و پیر زن بیچاره اطلا ع دهند ..."همین"

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo