پنجشنبه 11 بهمن ماه سال 1386 ساعت 12:51 PM

بعضی وقت ها در بعضی از جاها یک جوی وجود داره که آشناست مثل سایه با خود آدم .........

در مراسم دفاع دخترم بعد از سالها دوری از مجیط های دانشجویی با تعجب  مجیطی را یافتم که در ذهنم گم شده بود .در آن مراسم  هیچ حسادت و نظر تنگی مشاهده نمی شد و جالب اینکه وقتی استاد می خواست نمره او را اعلام کند من می توانستم ضربان قلب همه دوستان او را حس کنم ..وای از زیبایی جمعیتی  که فقظ زوح های سالم  سازنده آن می توانند باشند .احساس می کردم همه فرزندان من هستند و اگر قیودات اجتماعی اجازه می داد همه را می بوسیدم .درجات علمی که بچه ها به دست می آورند فقط زمانی مفهوم دارد که ارتباط اجتماعی سالمی پشت سر آن باشد و این مایه افتخار یک ملت  است که چنین مجیط هایی را جفظ نمایدو وا اسفا که تنگ نظرانی روز به روز این جمع ها را پراکنده می کنند جمع های که می شود در میان ان نماز خواندو به خدا نزدیک شد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo