X
تبلیغات
رایتل

امروز از بچه هام پرسیدم اگر قرار بود به والدین به خاطر کارها و رفتار هاشون نمره بدن  شما به من چند می دادین؟   دختر بزرگم بدون تانی گفت :بیست 

نگاهم به دختر دومم افتاد و او سرش را پایین انداخت و گفت؛هفده 

و پسرم گفت صادق باشید .نه بابا من که می دادم چهارده ..میدونی چرا؟چون گیر می دی ...و  دخترم  که هفده داده بود  گفت ؛خوب من هم به خاطر همین سه نمره کم کردم  

دلم شکست.. دروغ چرا!!!! از خودم بدم آمد و در دل گفتم من که تمام تلاشم رو کردم چرا  کم آوردم!؟ 

فهمیدم که دارم پیر می شم و فاصله سنی عدم درک به وجود می اره و بچه ها بهش می گن گیردادن؛

نظرات (11)
جمعه 4 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 07:49 ب.ظ
سلام وب لاگ جالب و قشنگی داری
بهت تبریک میگم
خوشحال میشم اگه بهم سر بزنی
موفق باشی



www.zanjanhistory.blogsky.com
جمعه 4 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 07:59 ب.ظ
می دونید ،من هم خیلی از این موضوع نگرانم ! ( راستش خواهر من هم میگه مادرم خیلی گیر میده ! اما مادرم فقط ما رو خیلی دوست داره همین)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
همه مادر های دنیا نهایت تلاششون رو می کنند .خوشحالم که میدونی مادرت چقدر دوست داره موفق باشی
جمعه 4 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 08:02 ب.ظ
سلام
نگفتید که بچه هاتون چند سالشونه ؟؟؟ وقتی کمی بزرگ تر بشن می فهمن که نمره ی شما به خاطر این که مراقبشون بودید تا راه رو اشتباه نروند بیست است ... من که تازه الان درک می کنم چرا مامانم این قدر مراقبم بود و هست چون نمرش بیسته ... چون دوسم داره و نگرانمه ... ولی شما هم باید سعی کنید تا به فرزندانتون اعتماد بیشتری داشته باشید ... این اعتماد باعث میشه تا اونها خودشون رو در برابر اعتماد شما مسئول بدونند و خیلی از کار های اشتباه رو انجام ندهند :))
ببخشید که این قدر حرف زدم ... شما از من بزرگترید و مسلما خیلی عاقل تر و تدبیرمند تر... این راهی بود که به ذهن کوچیکه من می رسید :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی
مغز های کوچک بکر ترین مغر های دنیا هستند پر از پاکی و صداقت شما درست می گید من باید کمتر گیر بدم چون فرزندان عاقلی دارم و قابل اعتماد
جمعه 4 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 09:29 ب.ظ
سلام.
بچه ها خیلی موقع ها فکر می کنن پدر و مادر بهشون گیر میدن!
بعضی موقع ها این احساس می تونه واقعی باشه!
بعدشم انواع گیر داریم!
از خوب تا بد!
معمولی تا سه پیچ!
پدر ومادر اون موقع برای بچه ها ناراحت کننده میشن که گیر سه پیچ بدن! هر چند ممکنه گیر درستی داده باشن!
بعضی موقع ها نباید گیر داد با سرشون کلاه گذاشت و نا خودآگاه به راهشون آورد!
خلاصه بهترین راه رو باید انتخاب کرد!
موفق باشید!

امتیاز: 0 0
پاسخ:
درسته اخه مادرم به من می گفت دختر جان دوره بدی است نرو نخور و نپوش و نبر.....و من فهمیدم هر نه ای را با تانی و فکر انجام بدم نه اینکه انجام ندم روش فکر می کردم و امروز من هم میگم دوره بدی شده پسرم نرو بخور و بپوش.......
جمعه 4 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 10:24 ب.ظ
دوباره سلام :)
فکر می کنم همین که به نظرات دیگران گوش می کنید و براشون احترام قائلید خودش دلیل بر اینه که نمرتون بیسته ... خوش به حاله بچه هاتون :)
راستی جوابی رو که به کامنتتوت در وبلاگم دادم حتما بخونید ... خوش حال میشم نظرتون را راجب شعر ها ( یا شاید بشه گفت یه سری کلمات که می خواستم با اونها منظورم رو بیان کنم ) بدونم :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
حتما می ایم و اگر چیزی بدونم و بتونم مثبت باشم چرا نه؟
شنبه 5 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 12:01 ق.ظ
سلام.
من هم نگران فاصله سنی با پسرم هستم. از الان دارم بهش گیر میدم نه اینکه آدم گیری باشما.حساس شدم روش دلم میخواد خوب تربیت بشه.و.لی خوب بعضی وقتها بغض میکنم و دلم میخواد اون بفهمه من چقدر دوسش دارم و اگه بهش تذکر میدم به خاطر علاقه ای هست که بهش دارم و میخوام در آینده خوشبخت بشه....
به روزم .خوشحال میشم بهم سر بزنی...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
امروز فهمیدم که همه ادمها در یک احساس شریکند و ان حس مورد تایید قرار گرفتنه و شاید من و شما و امثال ما یادمون میره که باید بچه هارو با خودشان اشتی بدیم .یعنی اینکه هر خطایی می تونه یک شناخت بده و ما می خواهیم همان شناخت را که قبلا جویده ایم تو گلوشون فرو کنیم و همین میشه گیر میشه خودخواهی من و میشه بی حوصله گی و پیری...
شنبه 5 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 09:40 ق.ظ
سلام
خدائیش اصلا بهت نمیاد 3 تا بچه داشته باشی! بزنم به تخته ماشالله خوب جوون موندی !!!!
چیزی که بچه های امروز بهش می گن گیر دادن زمان ما بهش میگفتن کتک!! چقدر دوره و زمو عوض شده.......
شهره جون آپم ببینمت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
راهت خیلی دور بوده چروکها و خمیدگی ام را ندیدی .در هر صورت از کمپیلیمانت ممنونم
یکشنبه 6 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 12:37 ق.ظ
متشکرم شهره از اینکه نظرتون را نوشتین و البته ممنون که سر زدین .
من البته نگران اختلاف سنی با تنها پسرم نیستم . اون چهر ساله و من سی و شش ساله ام . و البته تا الان مشکلی نداشتیم .فقط سر نوبت استفاده از کامپیوتر مشکل داریم .همین
رضا
پاسخ:
چهار ساله گی یعنی زمانی که بچه ها فرمانبر هستند
وقتی چهارده ساله شد برام بنویس که ایا مشکلی هست یا نه؟که با درایت شما حتما نیست
یکشنبه 6 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 01:18 ب.ظ
سلام

نه ناآگاهی از خواسته های دو طرف باعث دلخوری می شه و مسلما نه پیری و فاصله سنی

تغییر نوع برداشت از هر عمل در هر نسل فرق می کنه اما باید دونست که نسل دوم ارحج به نسل اوله ناگزیر خانواده ها باید یاد بگیرم نگرششون رو به نسل بعد نزدیک کنن چون در غیر این صورت فاصله ها هی بیشتر و بیشتر می شه متاسفانه

اما همیشه اگه خانواده ها بلد بشن کلید واژه های بچه ها رو اونوقت با همون کلید واژه های خودشون بهشون گیر ! بدن می بینید که نه تنها دیگه کنترل والدین گیر محسوب نمی شه که یه جور گروه دوستی درون خانوادگی هم ایجادمی شه


امتیاز: 0 0
پاسخ:
متوجه این کلید واژه ها نشدم .شاید گیر من تو همینه
یکشنبه 6 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 07:15 ب.ظ
من که حالا به تو ۱۷ دادم...تو اگه قرار باشه به من نمره بدی که ۱۰ هم نمیدی...اونوقت به نظرت منم باید ازت برنجم.۳ نمره ازت کم کردم به خاطر همین کارات...دوووووووووووست دارم مامانی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باز هم جلو جلو پیش داوری و قضاوت کردی /با توجه به همه کارهات به خاطر تجربیاتی که می دونم چقدر سخت به دست اوردی افتادن تو بقیه کارات رو ندید میگیرم و اجازه داری دوباره تو امتجان شرکت کنی ...
من خیلی بیشتر از تو دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم
چهارشنبه 9 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 06:24 ب.ظ
سلاااااام
ممنون که سر زدید
راستش دلم که گواهی داده که میاد یعنی خودم بهش گواهی دادم !
ولی بعضی وقت ها دلم خیلی می گیره از دیر اومدنش :( !!!
خیلی خوشحالم کردید
پاسخ:
خواهش می کنم ..من نگفتم که امیدوارت کنم من این موضوع را دیده ام .
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد