X
تبلیغات
رایتل

 

ایا وقت آن نرسیده که همه بفهمیم که چقدر خسته ایم   ...از دروغ از تهمت  از ارزشهای دروغینی که ساخته شده و وارداتی در جسم ما  هستند و  از جنس ما نیستند

نمی دانم خواب بودیم وقتی دروغ جای حقیقت نشست! و یا وقتی تهمت به جای  شفافیت  خود نمایی کرد! و  چطور شد که  موقع امتحان به جای انعکاس  تلاش و فهمم مان   برگه تقلب سر کلاس بردیم! و چرا وقتی پدران و برادران مادران  و خواهران  خود را به خاطر غیرت کشتند نفهمیدند  که پای فاسقی از جنس خود شان در کار بوده! چرا یک روز فردی را بر فرق سر می گذاریم و یک روز پامال  و مرده بادش می خوانیم  به راستی کی می فهمیم ؟و کی شروع خواهیم کرد:" راست گفتن" را "خوب دیدن "را و" خوب شنیدن" را و یکرنگ بودن را

نظرات (10)
دوشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 05:39 ب.ظ
گویا هیچ وقت!!
امتیاز: 0 0
دوشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 09:56 ب.ظ
از همین فردا میشه شروع کرد . . . . . نه 1؟
امتیاز: 0 0
جمعه 13 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 10:52 ب.ظ
شاخه ای گل تقدیم شهره ی گل .....


.....
امتیاز: 0 0
یکشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 05:43 ب.ظ
راستی را فراموش کرده ایم تا هیچ وقت وجدانمان به درد نیاید
امتیاز: 0 0
شنبه 21 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 02:02 ق.ظ
چه اصراریه از بچه شیرخواره بخواهیم پاشه و عربی برقصه یا انتظار داشته باشیم کوزه آب نمک. شکر افشان بشه؟
نمیش ِد که بش ِد .جخ تازه اگه هم بش ِدا خیلی بد میش ِد. آخه هر کی به هر کی میش ِد. یه وقت دیدی دو ضرب در دو هم پنج تا میش ِد. پس اِیزه بدین هر چی داره میش ِدا بش ِد چون داره خیلی خُب میش ِد.
امتیاز: 0 0
یکشنبه 29 اسفند‌ماه سال 1389 ساعت 09:44 ق.ظ
خانم محمدی مدتیست که ازتان خبری نداریم.
دلتنگتان هستیم.
نوروز را تبریک می گویم.امیدوارم سال نو برای شما با شادی و آرامش همراه باشد.
کوچک شما علیزاده
امتیاز: 0 0
دوشنبه 1 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 10:46 ب.ظ
سلام بر شهره ی نازنین ...

زمستان زیبا اینک جای حود رو داده به عروس فصلها ...

رسیدن بهار زیبااااااااااااااا رو به شما تبریک می گم ...


با آرزوی تجلی عشق بی دلیل بر هستی و هر آنچه در آن است ....

سبدی از گلهای معطر پامچال تقدیم شما ....

امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 11 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 01:40 ق.ظ
سلام بر شهره ی عزیز

در وبلاگ دوستان خوندم که مشکلی پیش اومده براتون .
می خوام بگم که عزیزم ، شما می تونی از پسش بر بیایی ....

چون هم آگاهی و هم صبور....

در پناه مطلق بی همتا .....

امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی به خاطر همدلی ات ..کارم فقط با دعا به سامان خواهد رسید و صبوری ام را دعا می تواند تداوم بخشد
جمعه 12 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 11:43 ب.ظ
شهره خانم. بسیار متاثر شدم از اتفاقی که برای مادرتان افتاده. امیدوارم زودتر سلامت شوند.
در سفر جای شما بسیار خالی بود. و ما هم دلمان برایتان تنگ شده و انشاله در جلسه بعدی خمر کهن دیدارها تازه خواهد شد.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوست خوبم سلام از اظهار لطفتون ممنونم گرمی قلبتان که در صدایتان متبلور است همیشه آرامش بخش است در پناه خدا باشید
دوشنبه 15 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 12:28 ب.ظ
خانم محمدی سلام. دلمان برای شما و حس مادرانه اتان تنگ شده است. به نوبه خود دعا میکنم زندگیتان سرشار از خیر و خوبی باشد. به امید دیدار دوباره. خداوند نگهدار شما باشد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
پیام هاتون دل گرمم می کنه که چقدر آدم های خوب هست و ما ندیدیم و چقدر محبت بوده وما حس نکرده بودیم و امروز به خاطر همه آنها از خداوند ممنونم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد