X
تبلیغات
رایتل
به مناسبت روز مادر توفیق پرستاری از مادر نوبت من بود و من  دستهای مادرم را که به علت خون گیری های متعدد و تزریق های مکرر کبود  به خاطر الزایمر  بسته هم  شده بود باز کردم بوییدم  و بوسیدم واو دو دستم را محکم گرفت و روی لبهای یخ بسته اش فشرد و فهمیدم که عشق می تواند آلزایمر را به ریشخند بگیرد .............. 
نظرات (8)
جمعه 6 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 01:21 ق.ظ
خداوند پشت و پناه شما
امتیاز: 0 0
جمعه 6 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 11:44 ق.ظ
از خواندن نوشته کوتاهتان درد و شوق توامان در دلم خانه کرد.
عمرتان دراز باد و تنتان سلامت.
امتیاز: 0 0
شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 12:16 ق.ظ
شهره جااااااااااااااااااااااااااام سلام عزیزم
خوشحالم که بازگشتی... این یعنی سلامتی و کمی فراقت پیداکردی . شکرررررررررررررر

روز مادر رو به خودت هم تبریک می گم ....

مادری لایق که توامان در خدمت فرزندان و مادر است ....


گل ....
امتیاز: 0 0
یکشنبه 8 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 01:36 ب.ظ
با نوشته شما گریستم

خداوند به شما صبر و به مادرمان سلامتی بدهد

منتظر حضور شما هستیم گرچه که همیشه با مایید
امتیاز: 0 0
شنبه 21 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 12:38 ق.ظ
خاله عزیزم برایتان همیشه قلبی سرشار از عشق آرزومندم
امتیاز: 0 0
شنبه 21 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 04:02 ب.ظ
چند شب پیش. لیله الرغایب یا شب آرزوها بود. امیدوارم ما را از دعای خیرتان فراموش نکرده باشید. همیشه در یاد ما هستیم.
راستی دوباره به وبلاگ قبلیم برگشتم که بزرگان گفته اند بسیار سفر باید تا پخته شود خامی. :))
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 24 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 03:11 ب.ظ
زمانی که کودک بودیم مادر با عشق بی قید و شرط از ما پرستاری می کرد و خوبی های دیگر او.. بعدها در زمان پیری؛ عکس العمل و پژواک عشق او در وقت ضرورت متبلور شده و از طرق مختلف به خودش برمی گردد. چه سعادتی که وسیله و آینه برگشت نور عشق بی قید و شرط و بی توقع او به خود او شده اید. مطمئن باشید که این عشق بی توقع پاداش شما به مادر هم به درونتان بر می گردد و در مسیر خود شناسی، بهترین یارتان خواهد بود. و چه سعادتی که فرصتی گرانبها دست داده تا از گرمای این انرژی الهی بهره مند شوید و می توانید ازپرتو آن گرما، حتی المقدور برای بخشیدن خودتان وبخشیدن دیگران استفاده نمایید. این همه خیر و برکت باطنی که نصیب شما شده، نشانگر محبت بیکران الهی او نسبت به شماست هر چند شاید به زبان هم نمی آید.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اقای دکتر من لحظات خدمت را چه به مادر و چه به هر کسی که پیش بیاد یک توفیق می دانم و تلاشم را می کنم و همیشه رشدی را که نصیبم می شود به هیچ چیز عوض نمی کنم البته نا گفته نماند که احساساتم را نمی توانم کنترل کنم و خیلی هم گریه می کنم ولی در همان لحظه گریستن ارامش و خط مشی را پیدا می کنم
از اینکه به من سر زدید ممنونم
دوشنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1396 ساعت 12:56 ق.ظ
check this top <a href=http://online-casino.gold/>online casinos</a> offers
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد