X
تبلیغات
رایتل

زمستان امسال در جاده شمال ترافیکی شده بود که نگو و نپرس سانتی متری حرکت می کردیم و می شنیدیم که تصادف شده بلاخره به محل تصادف رسیدیم کامیونی که نارنگی حمل می کرد چپ کرده بود  و گازوییل کامیونش خط بلندی را به موازات  خط ترمز کشیده بود .همچون غم و شادی ...مرگ و زندگی  .راننده آرام و متین  وسط نارنگی های ولو شده  نشسته بود و چون فاتحی با لبخند تماشاچی هایش را نگاه می کرد و نارنگی می خوردَ .....

نظرات (9)
دوشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 04:59 ب.ظ
۵۶۱۹۸۱۲۰۵بهترین فرصت زندگی شما برای ثروتمند شدن مجموعه ای بی نظیر برای اولین بار در ایران برای کسانی که می خواهند بهتر زندگی کنند و از کمترین وقت و هزینه بیشترین سود را ببرند.برای آگاهی از جزییات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید.
http://www.site01.tox.ir
امتیاز: 0 0
یکشنبه 20 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 09:49 ب.ظ

خیلی بامزه بوووود ... آرامش رو بهم القا کرد ...اینکه می شه اینطوری هم باشیم .... مثل راننده ی خونسرد
....




شهره جااااااااااااااااااااان

مگه زمستون امسال اومده ، من خبر ندارم ؟؟؟!!!!!!!




لبخند ....

امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی
یکشنبه 20 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 11:37 ب.ظ
قطره جان منظورم پارساله دیگه
امتیاز: 0 0
دوشنبه 21 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 11:59 ب.ظ




نازنین شهره .....

امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 29 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 01:45 ب.ظ
من هم دلم نارنگی خواست...

به قول مادر بزرگم که در این مواقع می گفت: اگر بگم قربون چشمای بادومیت.حتما دلت بادوم هم می خواد.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حالا توهم نارنگی می خوای
جمعه 1 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 04:03 ب.ظ
سلام بر شهره ی عزیز

مشتاق دیدار ....




چقدر با مزه هستند این شکلکها خدااااااااااااااااااااا

لبخند

امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 26 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 07:14 ب.ظ
سلام بر عزیز دل . و خواهر عزیز دل و دختر خواهر عریر دل

سلام به ش . م . م

لبخند


امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 26 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 08:27 ب.ظ
سلام مدتیست نمی نویسید شهره خانم! دلتنگ نوشته هایتان هستیم...
امتیاز: 0 0
یکشنبه 1 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:48 ق.ظ
راست میگن آقا مصطفی.. کم کار شدی مادر جان :)
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد