X
تبلیغات
رایتل

من آب بودم و روان شدم که یک جا ماندن گندیدن بود .بار ها سنگی گران مسیرم را عوض کرد تکه تکه شدم  و گه گاه خورشید تنم را به میهمانی خویش خواند و من غرق در لذت میشدم که دوباره با بارش ابر در جویی روان می گشتم سال هاست به امید رسیدن به دریا از جویی حقیر به جویی حقیر تر بر می گردم ولی میدانم که دریا مرا خواهد خواند

نظرات (3)
چهارشنبه 26 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 10:48 ق.ظ
بله همینطوره ایشالاه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چرا شک میکنی ؟تو هم همینطوری همه هم همین طورند نیستند؟
جمعه 10 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 10:27 ب.ظ

نمی دانم ......

امتیاز: 0 0
جمعه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1393 ساعت 01:12 ب.ظ
زیبا مینویسید. سپاس.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد